تاج الدين احمد وزير
311
بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )
تير گردون همه انواع فضايل دارد * ليك در ملك طرب كامروا ناهيدست گر « 1 » كمالى كه مرا هست تو نقصان بينى * چه كنم عود ز جهل تو چو شاخ بيدست * 251 * ور سفالى بود اندر نظرت جام جمى * گنه از خفت عقلست نه از جمشيدست چشم خفاش اگر پرتو خورشيد « 2 » نديد * جرم بر ديده خفاش نه بر خورشيدست « 3 » و له گروهى جوانان نوخاسته * در كينهء كهنه [ يى ] مىزنند چو يأجوج در سد اسكندرى * به دستان بد « 4 » رخنه [ يى ] « 5 » مىزنند بر انشاء چون من مسيحادمى * ز كوى خرى طعنه [ يى ] مىزنند همانا نيند آگه از بس غرور * كه پا بر سر و دشنه [ يى ] مىزنند « 6 » و له أيضا شكرها مىكنم درين ايّام * كه تهىدست گشتهام چو چنار ز انكه چون گل اگر زرم بودى * دست دوران مرا نهادى خار بستدندى به صد شكنجه و چوب * به قياس جماعتى زروار من چنين گشتمى كه اكنونم * مفلس و با هزار عيب و عوار
--> ( 1 ) در ديوان : هر . ( 2 ) خرشيد . ( 3 ) ر . ك ديوان ابن يمين ماخذ ذكر شده قطعه 63 ص 327 . ( 4 ) در ديوان : سد . ( 5 ) كاربرد كسره اضافه يى . ( 6 ) ر . ك ديوان ابن يمين منبع ذكر شده قطعه 332 ص 394 .